با يه روز تاخير برگشتم سر خونه و زندگي خودم . امسال يكي از اون عيدهاي محشري بود كه همه روزهاش خوب بود و خوش گذشت . چه اون چند روزي كه توتهران بوديم ، چه اون روزايي كه اصفهان بوديم . نطنز و يزد رو نشد كه بريم اما ابيانه و كاشان رو ديديم. ابيانه واقعا" زيبا بود ،و جاده اش ...و درختهايي كه شكوفه كرده بودن و اون بارون بهاري و اون هوا ... انگار شمال رو ديده باشي منتهي تو دل كوير... كاشان هم عالي بود ، فقط حيف نشد بريم "خانه بروجرديها " (اسمش همينه ديگه؟؟) رو ببينيم . يكي از معايب سفر جمعي هم اينه كه وقتي بقيه خسته ان يا مثلا" گرسنه ان تو هم بايد باهاشون همپا بشي ، اگه خودمون دو تا بوديم مطوئنم اگه سيل هم ميومد دست همو ميگرفتيم ميرفتيم سر از همه سوراخ سمبه هاي كاشان درمياورديم. عيد ديدني هم خيلي كم رفتيم. كلا" از ماچ بازاري كه تو عيد راه ميفته خيلي خوشم نمياد ، به خصوص با كسايي كه شايد در سال اصلا" نميبينيشون . واما سال 84... سال بدي نبود . اولين سالگرد ازدواجمون رو جشن گرفتيم ، چند تا سفر رفتيم، چندتا فيلم ديديم ، ماشينمون رو عوض كرديم ، چند تا وام گنده گرفتيم و چند تا قسط به قسطهامون اضافه شد كه فكر ميكرديم كمرمون زير بارش ميشكنه و حتما" آخر هر ماه كم مياريم و به نون خال خوردن ميفتيم كه اينجوري نشد و اوضاع از هميشه هم رو براه تر بود .شكر. روي هم رفته بد نبود . اما كاش امسال بهتر باشه .يكي از آرزوهام داشتن خونه اس كه رسيدن بهش براي امسال خيلي دور از ذهنه . هزار تا تصميم هم براي امسال گرفتم كه نمينويسم كه آبروم بره . فقط ميگم چشم پزشكي و دندونپزشكي كه چندين ساله تو برنامم هست رو بالاخره تو وقت اضافه رفتم و خلاص . تلوزيون خيلي كم ميديدم. فقط "وفا" رو ميديدم كه آخرش خيلي ديگه غم انگيز شد و من دلم ميخواست يه كمي لطيف تر تمومش ميكردن. خوهار شوهر كوچيكه هم ميگه اگه به هم ميرسيدن هم ميگفتي اه همه سريالهاي ايراني آخرش عروسيه . اينم يه حرفيه! فردا هم بايد برم سركار و از الان عزا گرفتم. خيلي زود تموم شد به خدا . هي بدو هي بدو ، خونه رو تميز كن ، وزنت رو كم كن ، لباسهاي خوشگل بخر ، دنبال مدل مو بگرد، موهاتو مش گوگولي بكن ... به يه چشم به هم زدن تموم. نميدونم اين دلم چرا هي داره تالاپ تولوپ ميكنه . حس ميكنم صداش رو ميشنوم . نكنه از هول فرداس؟؟ |